
با خودم قرار گذاشتم که کلمه ای در متن عکس پیدا کنم و عکس را به آن نام بخوانم. شاید بد هم نشود.
مابان - سودان
عکس از: میترا
![]() |
![]() |
![]() |

با خودم قرار گذاشتم که کلمه ای در متن عکس پیدا کنم و عکس را به آن نام بخوانم. شاید بد هم نشود.
مابان - سودان
عکس از: میترا

این هم عروسی و تزئینات لباس عروسی در اردوگاه آوارگان مابان - سودان
این کمربندها در موقع عروسی بسته می شوند. همین طور نوع کوچکترش به پاها. در موقع رقصیدن تشتک نوشابه ها که حکم تزیین لباس را دارند، به صدا درمی آیند. به بازوها هم دم گاو بسته می شود که باور بر این است که شگون دارد. عروسی در این قوم فقط با حضور زنان انجام می گیرد.
عکس از: میترا

زنی در اردوگاه مابان - سودان - ۲۰۰۸
ترکیب پیاله ای که در هم پیوست
بشکستن آن روا نمی دارد مست
چندین سر و پای نازنین از سر و دست
بر مهر که پیوست و بکین که شکست
دوستی دارم به نام میترا. که هر از گاهی از طریق یک NGO مشغول کمک رسانی به مردمی از گوشه ای از این کره خاکی است. مردمی که تنها نقطه مشترکی که با وی دارند، فقط انسان بودنشان است. چندی پیش به ایران آمد و من هم چون لاشخوری گرسنه به نوت بوکش حمله کرده و عکسهایش را جهت این صفحه مصادره کردم. از این پس هفته ای حداقل یکی از عکسهایش را که در آنها رنج این مردم را به تصویر کشیده است، درج می کنم. و این حداقل کاری است که می توانم در ارج نهادن به کار سترگی که او مشغول آن است، بکنم.
از آن جا که محل کار او به زور برق دارد، چه برسد به اینترنت و غیره، تماس من با وی مشکل است و در نتیجه در مورد عکس ها توضیح چندانی نمی توانم بدهم. هرچند که عکس ها خود به حد کافی گویا هستند. گیرم من یکی دو کلمه به آن ها اضافه بکنم یا نکنم.
عکس هایی که تا اطلاع ثانوی خواهید دید مربوط به اردوگاه آوارگان مابان است. آوارگانی که در جنگهای داخلی سودان به کشورهای همسایه پناهنده شده و کلیه خانه و کاشانه خود را از دست داده اند. NGO مذکور مسئول اسکان موقت این آوارگان است.
رباعی بالا را هم بابک در کامنتی گذاشته بود که به متن چسبید. ممنون از او.
عکس از: میترا